تبليغاتX
الهــــــــــــــــــــــــه نــــــــاز

                                       همواره قبل از غروب, خورشيد ميگريد در نگاهم

زيرا ميداند كه هنگام شب خاطرات به سراغم ميايند و دوباره به گريه رو مي اورم ,!

و دل ميسوزاند برايم,,!

زيرا كه خاطرات, او را  نيز ميگرياند  ,  طلوع لايق   خاطرات است  ,,

مرا به  خدا مسبارد و با اشعه هاي گرمش  دور ميشود

المتنبي

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 15:1 توسط ellahie_naaz |

خداوندا

اگر رزوى بشر گردى

 زحال ما خبر گردی

پشیمان می شوی از قصه خلقت

از این بودن از این بدعت

خداوندا

نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا

چه دشوار است

چه زجری می کشد آن کس که انسان است

و از احساس سر شار است.

                                                                             دكتر شريعتيخداوندا   

+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:23 توسط ellahie_naaz |

        

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

بعد از همان "تصمیم گیری" ابر دلگیر

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انار و سیب و نان را می نویسد؛

حتی برای خواندنش دندان ندارد.

هی می نویسد، این ندارد، آن ندارد

بنویس کی آن مرد در باران می آید

این انتظار خیسمان پایان ندارد

نقطه سر خط...

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 2:6 توسط ellahie_naaz |

خدایم...
بعضی روزا فکر میکنم بار
گناهم ... کاری کرده با من که پیش تو روسیاهم
از خجالت بسته نگاهم ... درونم میسوزه از سوز شفاعت
یاده گرفتاریم میفتم ...
یاده اون لحظه ای که میبرنم . به یاده غسل و کفنم . یاد فشاره قبر و فریاد زدنم . یاد عذاب و بدنم ...
یاد اون لحظه ای که دو تا ملک سوال کنند.... که بگو
خدات کیه ؟ قبلت کجاست؟
یاد ساکت شدنم .....

کمکم کن نمونه ........... جوابم توی گلوم ...

 

خدايا

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 22:51 توسط ellahie_naaz |

             يا عالم العفة

عشق زينب نيست جز فوق جنون

هر كه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند

اي كه بيماري جرا نزد طبيبان ميروي؟

خرده نان سفره ى زينب كفايت ميكند

كربلا باشد سفارت خانه ى حق بر زمين

اين سفارت خانه را زينب صدارت ميكند

بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است

اهل عالم گوش باشيد...اين سپاه زينب است.....

                  

                                      يا زينب

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 15:56 توسط ellahie_naaz |

 

کسي که بهشت را برزمين نيافته است آنرا در آسمان نيز نخواهد يافت.خانه خدا نزديک است و تنها اثاث آن عشق است ،عشق پيشوند زندگي و پسوند مرگ است.سرآغاز آفرينش و تعريف هر نفس عشق است ......

هر نفس عشق است

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:53 توسط ellahie_naaz |

باز شوق نوشتن مرا به خود ميخواند و عاجزانه دست به نوشتن ميزنم تا باز در ميام راه هاي بي انتهاي كلمات قدم بزنم  و دلتنگي خود را به دست باد سبا دهم مدتي گذشت نوشتةايي  به ذهنم نميرسيد و با هر بار نام و ياد" براي هميشه "در ذهنم تداعي ميشود  باز در اينجا همهمة در وجودم به مشام ميرسد و صداي طبل كلمات به گوش ميرسد اري باز دوباره امدم تا بنويسم از عشق از بودن از محبت ....از محبت براي هميشه كه مرا در مبان شاخةهاي ان گم كرده ...هر كجا باشي برايت خواهم خواند و نوشت براي تمامي نفسهايت و گرمي دستانت  كه تا ابد كنار من هستند

دوباره امدم تا از دلتنگي خود  بنويسم تا به اوج اسمانها بروم  ...سلامي مجدد به تمامي نگاهان مهرباني كه نوشتةهاي مرا ميخوانند سلامي گرمتر و همراه عشق به وجود من "براي هميشه" كه تنها براي او غزل سرا هستم . سلام دوستان......

 

باز امدم

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 17:47 توسط ellahie_naaz |

سلام!
اي رهگذر خسته,با نگاه بى انتهايت به عمق تك تك حروف و كلماتم بنگر و ارام ارام .....مرا همراه با اين صفحات ورق بزن.....و بعد به رسم روزگار مرا به عمق نوشته هايم را به دست فراموشى بسپار ....و اين كار هميشگى تو با نوشته هايم باشد......

ما ابد در بيش داريم...هستيم كه هستيم

Home
Email
Night Skin